پرتره / نقاش : جبار نظری

نقاشی
رئالیسم یا واقع گرایی، شیوه ای است که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت( طبیعت بدونِ انسان و با انسان) از هرگونه "احساساتی گری" خودداری کند. اما منظور ما از رئالیسم، در اینجا شیوه ی هنری ای است که از حوالی سال 1840 به بعد در اروپا و دیگر نقاط جهان متداول شد.مدت زیادی از میانه ی قرن نوزدهم نگذشته بود که شارل بودلر شاعر و هنرشناس فرانسوی، در سال 1846 نقاشیهایی را می ستود که بتواند"خاصیت قهرمانی زندگی معاصر" را به وصف درآورد. در آن زمان تنها یک نقاش وجود داشت که برآوردن این "نیازمندی" را اساس ایمان هنری خود قرار دهد. و او کسی نبود جز گوستاوکوربه که در بخش قبل از او نام برده شد. کوربه که به پرورش روستایی خود می بالید و در سیاست از سوسیالیست ها طرفداری می کرد، هنر خود را در سالهای میان 50-1840 به شیوه ی نوباروک رمانتیک آغاز کرد، لیکن در سال 1848 در زیر فشار طغیانهای انقلابی که سراسر اروپا را فرا گرفته بود، کوربه به این عقیده در آمد: تاکیدی که مکتب رومانتیسم بر اهمیت احساس و تخیل می گذاشت صرفا دستاویزی بود برای فرار از واقعیتهای زمان و او اعتقاد به این امر پیدا کرد که هنرمند نباید تنها به تجربه ی شخصی و بی واسطه ی خود تکیه کند و می گفت: من نمی توانم فرشته ای را تصویر کنم، زیرا هرگز آن را به چشم ندیده ام!
هنگامی که کوربه پرده ی "سنگ شکنان" را به معرض نمایش گذاشت، نخستین اثری بود که واقعگرایی برنامه ریزی شده ی او را به طور کامل در بر داشت.

وی دو مرد را که بر جاده ای کار می کردند دیده بود و آنها را سرمشق نقاشی اش قرار داده بود.
کوربه آنها را به اندازه ی طبیعی، با هیکلی جسیم و حالتی کاملا عادی، بدون هیچ گونه نشانی از بارقه ی رنج یا حساسیت بارز نقاشی کرد. در سالهای 1855 که نمایشگاه های نقاشی پاریس در انحصار آثار انگر و دلاکروا بود کوربه با تشکیل دادن نمایشگاه خصوصی آثار خود را به همراه "بیانیه ی واقعگرایی" خود عرضه کرد.موضوعات او بیشتر شکارچیان، دهقانان، کارگران و ... بودند. به بیان او دنیای نقاشی دارای"قوانینی طبیعی" است و نخستین وظیفه ی هر نقاش این است که به پرده نقاشیش وفادار بماند نه نسبت به دنیای خارج وهمینجاست که طرز فکر"هنر برای هنر" که بعدها در اروپا رواج یافت بنیان می یابد. کوربه در نقاشی های خود از هرگونه پیرایه بندی و اغراق احساساتی خودداری می کرد، تا آنجا که معمولا کارهای او را زشت و ناهنجار و غیر هنری به شمار می آوردند.
از رئالیست های دیگر"انوره دومیه" است که در طی حکومت ناپلئون سوم برای نشریات انتقادی- فکاهی کاریکاتور تهیه می کرد. دومیه در کارهایش از هرگونه آب و تاب دادن موضوع خودداری می کرد و واقعیات اجتماعی هرچند تلخ و وحشیانه را به تصویر می کشید.
رئالیسم در کلیت خود، اصلاحی در تاریخ هنر است که به بازنمایی واقعیتِ مورد تجربه ی انسانها در زمان و مکان معین اشاره دارد. در این تعریفِ عام، رئالیسم مفهومی متضاد با آرمانگرایی، انتزاعگرایی، چکیده نگاری و رمانتیسم است و از این رو با معنای ناتورالیسم(naturalism)، مترادف انگاشته می شود. از جنبه ی صوری، رئالیسم به این دلیل با ناتورالیسم متمایز است که بر "عام در خاص" تاکید می کند( ناتورالیسم صرفا " خاص" را چون اساس واقعیت ارائه می کند) از نظر محتوی نیز رئالیسم با ناتورالیسم متفاوت است، زیرا لزوما به اثباتگرایی و فلسفه ی طبیعتگرانه درباره ی زندگی نمی پردازد. گاه واقع گرایی را در معنای "واقع نمایی" بکار می برند. که در این صورت مفهومی متضاد با کژنمایی است. برخی نیز شبیه سازی واقعیت را "واقعگرایی بصری" می نامند. و آن را از واقعگرایی مفهومی جدا میکنند.
رئالیسم به مثابه یک روش هنری، قابل تعمیم به بسیاری از آثار هنری – صرف نظر از سبک یا اسلوب معین - است. رئالیسم را در آثاری می توان شناخت که هنرمند از سطح ظواهر عینی فراتر رفته، حقایقی از روابط گوناگون و پویای انسانها با یکدیگر و با محیطشان را بیان می کند و به طور کلی با مسئله ی "انسان چیست و چه می تواند بشود" درگیر می شود. نقاشانی چون رامبراند، گویا، وانگوگ، پیکاسو، لژه و بسیاری از هنرمندان دیگر، آثاری واقع گرایانه آفریده اند. در برخی از این آثار روشهای کژنمایی، انتزاع و چکیده نگاری به کار رفته است.رئالیسم چون یک آموزه یا نظریه ی هدفمند، در میانه ی سده ی نوزدهم، واکنشی در برابر خصلت آرمانی کلاسی سیسم و خصلت ذهنی و تلقینی رمانتیسم بود. واقعگرایی سده ی نوزدهم بر تفسیر همه جانبه ی زندگی اجتماعی و تجسم دقیق سیمای زمانه تاکید می کرد.(از نظریه پردازان اصلی آن، شانفلُری و دورانتی بودند).ادامه ی جنبش رئالیسم سده ی نوزدهم به دو جریان امپرسیونیسم و ناتورالیسم – به خصوص در ادبیات – انجامید(واقعگرایی اجتماعی، رئالیسم سوسیالیست، واقعگرایی نو)
گفتگويي با جبار نظري ، به بهانه ي برگزاري نمايشگاه نقاشي ِ وي با موضوع « پرتره » / شراره جمشید
نقاشي از منظر يونگ ، افشاگر بخش هايي از ضمير ناخودآگاه بشر است ، راهي به تودرتوهاي ذهن و دريچه هاي ناپيداي شخصيت انسان هاست . مفاد ضمير ناخودآگاه زماني روشن تر مي شود كه نقاشي هاي فرد را زنجيروار و مداوم پيگيري كنيم و از وراي عناصر تكرار شونده و غالب آنها، پي به درونيات ناپيداي او ببريم .. پرتره ها به شکلی طبیعی بخش بزرگی از نقاشی دنیا را به خود اختصاص داده اند، چه قبل از عکاسی و چه بعد از آن.
بااین حال پرترهای که سیماي يک انسان را با همهي ابعادش به نمایش بگذارد در دنیا زیاد نیست. نقاشي پرتره، شاید مشکل ترین بخش نقاشی دنیاست، چون به تصوير انسان برميگردد، تصويري که از بیشترین پیچیدگی در ميان تصاوير عالم برخوردار است. تصویری که انسان از خود در ذهن دارد تصویری آینهوار نیست،پرترهها همواره از هر آینهای آینهوارتر و جستجو برانگیزتر هستند. شايد پرتره تلاش براي گشودن رازي است پنهان كه باید جستجو و کشف شو د .
متن زير ، حاصل گفتگويي با جبار نظري ، به بهانه ي برگزاري نمايشگاه نقاشي ِ وي با موضوع « پرتره » در خانه ي فرهنگ ِ پارك ِ خاقاني ست .
جبار نظري نقاش و خوش نويس آذربايجاني در تاريخ 1/6/1358 در روستاي زنوز « مرند » چشم به جهان گشود . وي در سن 9 سالگي پس از مرگ ِ مادر در مرند و سپس در آستارا اقامت گزيد و تحصيل نمود . وي از 18 سال پيش تاكنون ساكن تبريز است . جبار نظري مي گويد :
تا 21 سالگي به خوش نويسي مشغول بوده است و از طراحي و نقاشي چيزي نمي دانست . عشق به نقاشي در وي وقتي آغاز مي شود كه درزيرزمين خانه ي پدري ِ استاد نجف زاده حوالي خيابان 17 شهريور با طرحهاي بسياري مواجه مي شود و اين نقطه ي آغازي براي كسب تجربه در زمينه ي نقاشي مي شود .
آقاي نظري دو سال نزد استاد « ممقانيه » نقاشي مي آموزد و سپس در تهران به مدت چهار ماه نزد استاد نجف زاده آموختن نقاشي را ادامه مي دهد و پس از آن خود به اين كار مي پردازد .
ابزار كار آقاي نظري رنگ و روغن و پاستيل است و اغلب در ابعاد 50/70 كار مي كند .
وي تاكنون 1000 اثر را خلق كرده و 3 بار نمايشگاه برگزار كرده است . در نمايشگاه اول موضوع نقاشيهاي وي مدرن و در نمايشگاه دوم ، موضوع نقاشيها ، طبيعت و در نمايشگاه سوم در پائيز امسال
موضوع ، پرتره را براي بازديد عمومي برگزيده است كه شامل 70 اثر از چهره ي بچه هاي ِ مهدكودك ِ
« غنچه هاي زندگي » ست .
جبار نظري نقاشيهاي خود را تحت ِ تاثير ِ استاد نجف زاده مي داند . نقاش ِ محبوب ِ وي ونسان ونگوگ ِ هلندي ست . وي در مقوله ي هنر به خوشنويسي ، موسيقي ، سينما و تئاتر ، عكاسي و كتابخواني و داستان نویسی علاقه ي وافري دارد .
سبك ِ نقاشي ِ جبار نظري « رئال » است .
رئالیسم به صورت جامع و کلی به مفهوم حقیقت، واقعیت و وجود مسلم، و نیز نفی تخیلات و امور ناممکن و غیر عملی است. رئالیسم در هنرهای تصویری و ادبیات٬ نمایش چیزها به شکلی است که در زندگی روزانه هستند٬ بدون هرگونه آرایش یا تعبیر افزون. در این شیوه از نقاشی درآن هنرمندبایددرنمایش طبیعت (طبیعت بدون انسان وبا انسان) ازهرگونه احساساتی گری خودداری کند .
در هنر نقاشی، رئالیسم به معنای نمایش اشیا و موضوعات به صورت طبیعی است، به گونه ای که نقاش تخیل و ابتکار عمل خود را در نحوه پیاده کردن آن موضوع دخالت ندهد و هر موضوع به همان گونه که در دنیای خارج دیده می شود در نقاشی به نمایش در می آید. این سبک نقاشی در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه رواج پیدا کرد. در حقیقت به عنوان شاخه ای فرعی از سبک رومانتی سیزم (Romanticism) بود که با این ایده که می خواست نمایش دقیقی از زندگی روزمره را نمایش دهد از آن جدا شده و خود به یک سبک (Movement) در هنر نقاشی بدل شد.
از نقاشان دوره ی اول این سبک می توان به نقاشان فرانسوی:Jean-Baptiste-Camille Corot (از ۱۷۹۶ تا 1875) و Jean Francois Millet (از ۱۸۲۴تا 1875) اشاره کرد.
در آثار جبار نظري حضور چشم « نماد بصري » نقش ِ ويژه اي را ايفا مي كند . نگاه و سمت و سوي چشمها در اين آثار بسيار غمگين ، عميق ، جستجوگر و متفاوت است و بيننده را درگير ِ خود مي كند .
و خود نيز اين مورد را تائيد مي كند . وي مي گويد :
در تمامي ِ آثار ، چشمها ، چشمهاي خود من است . وي مي گويد : نه فقط در اين چهره ها خود را جاي داده ام ، بلكه در تمامي نقاشيهايم با هر موضوعي ، خود را پاره اي از آن نقاشي مي دانم .
جبار نظري بي هيچ ادعايي خود را در ابتداي راهي ميداند كه هنوز بايد بياموزد . وي با صراحت مي گويد :
در اين عرصه به سبك و قالب ِ خاصي نرسيده است .
رنگهاي مورد علاقه ي آقاي نظري ، بنفش / قرمز/ نارنجي ست .
به امید موفقیت روز افزون برای آقای جباری و با تشکر از ایشان که این گفتگو را خالصانه پذیرفتند .
شراره جمشید / 4/8/88